آرزوی لاغری

۳۰ دی ۱۳۹۸

خانم نانسی لوانت در نوشتار خود با عنوان تاراج فرهنگی زنان آمریکایی چنین می­گوید:

«اجازه بدهید سری به مدارس بزنیم. دخترهای کلاس دوم ابتدایی حدود هفت یا هشت ساله متلک­های جنسی پسرها را می­شنوند و در همین حین که از مادرانشان الگو گرفته­اند، به شیوه­های زنانه و با استفاده از لوازم آرایشی، خود را زیبا و جذاب جلوه می­دهند. این مرحله قبل از دوران بلوغ است. در آغاز نه یا ده سالگی دیگر اختیارشان به دست خودشان می­افتد و ناخن­هایشان را لاک می­زنند، رژ صورتی می­زنند و به موهایشان توجه می­کنند. راجع به پسرها حرف می­زنند و گلویشان پیش آن­ها گیر می­کند. اگر دختر هفت یا هشت ساله­ای اضافه وزن داشته باشد، اعتماد به نفس او قبلاً در مدرسه از بین رفته است و در ده سالگی روح و روان او به خاطر اظهارات عموم، تحقیر و خود بیزاری درباره بدنش، از بین رفته و دوران نوجوانی برایش کابوس می­شود.»[۱]

آرزوی لاغر بودن

طبق مطالعه­ای که «مرکز اختلالات غذایی هاروارد» روی دختران هشت تا ده ساله انجام داده است، تقریباً نیمی از دختران از اندام خود ناراضی هستند و آرزو می­کنند لاغرتر باشند. زمانی هم که به سیزده سالگی می­رسند، در جهت تحقق آرزوهای خود رفتار می­کنند. بنابر گزارش مرکز بهداشت و سلامت زنان آمریکا، تقریباً نیمی از دختران دبیرستانی یک وعده غذای خود را حذف می­کنند تا وزن خود را کنترل کنند و شصت درصد آن­ها رژیم می­گیرند. انتهای این زنجیره را این حقیقت تلخ تشکیل می­دهد که حدود پنج تا ده درصد دختران بالغ از اختلالات غذایی رنج می­برند.[۲]

تصویر بدنی و فرهنگ

در آمریکای مدرن، نارضایتی زنان از بدن خود، با تولیدات و خدمات پیشرفته صنعتی که به طور صوری ظاهر زنان را بهتر می­کند، مرتفع می­شود و به طور ضمنی یا آشکار، جاذبه جنسی آن­ها را افزایش می­دهد. فرهنگ مصرف نیز به نوبه خود با ارائه راه­حل­هایی برای مشکلات جسمانی که ممکن است زنان هرگز از آن­ها اطلاع نداشته باشند، زنده نگه داشته می­شود. بسیاری از این تولیدات و خدمات، مانند کیف پول، همیشه همراه زنان است.[۳] تصویر بدنی، ادراک درونی فرد از وجود جسمانی خود است. این تصویر، ممکن است با واقعیت عینی منطبق باشد یا نباشد. احتمال دارد زنانی که وزن طبیعی دارند، تصور کنند چاق و درشت هستند؛ به ویژه این مشکل در مورد زنانی که بی­اشتهایی یا پرخوری عصبی دارند، شدیدتر است. همچنین احتمال دارد، زنانی که ویژگی­های غیراستثنایی و معمولی دارند، فکر کنند بینی خیلی بزرگ یا لب­های خیلی نازک دارند.[۴]

خانم ساندرا فورسایت، فارغ­التحصیل دانشگاه هاروارد، در کتاب دیدنی­ها و شنیدنی­های دختران چنین می­گوید:

«اغلب اظهار نظرهای ما در مورد جسممان همراه با تبلیغات رسانه­های گروهی سبب می­شود، دخترهای ما به گونه­های بی­شمار، برخورد و رفتاری غیرمنصفانه با جسم خود داشته باشند. مطالعه­ای توسط صندوق منافع مشترک نشان داد که دخترها از نه سالگی رژیم غذایی می­گیرند تا وزن کم کنند و بیست و پنج درصد از نوجوانان ـ که نود درصد آن­ها را دختران تشکیل می­دهند ـ می­گویند که در خوردن غذا زیاده­روی کرده و لذا از داروهای ملین استفاده می­کنند.»[۵]

 

[۱]. نانسی لوانت، تاراج فرهنگی زنان آمریکایی، ترجمه مریم انصاری، فمینیسم، شکست افسانه آزادی زنان، ص ۱۹۳ و ۱۹۴٫

[۲]. نانسی اسنایدر من و پگ استریپ، کلیدهای شناخت و رفتار با دخترها، ترجمه اکرم کرمی، ص ۱۳٫

[۳]. کارن جی. کارلسون، استفانی اِ. ایزنستات، ترازیپورین، بهداشت روانی زن، جمعی از مترجمین، ص ۲۲۷٫

[۴]. همان، ص ۲۲۶٫

[۵]. ساندرا فورسایت، دیدنی­ها و شنیدنی­های دختران، ترجمه توران­دخت تمدن، ص ۱۹۳ و ۱۹۴٫

دیدگاهتان را بنویسید