زیبا دوستی در زن

۲۰ شهریور ۱۳۹۸

 

زن گذشته از آن­که به عنوان مخلوقی ارزشمند از مخلوقات الهی دارای جمال و کمال فطری است، به دلیل لطافت جسمی و جاذبه عاطفی و خصلت­های بسیار ظریف موجود در رفتارش، از شگفت­انگیزترین و در عین حال زیباترین مخلوق مادی خداوند است تا جایی که برخی از شعرای عارف ما در توصیف جمال خداوندی و ارائه مصداق کوچکی از آن، همواره به زیبایی و جذابیت­های سیما و رفتار زن تمثل می­جویند، به عنوان نمونه:

ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل[۱] وآتش هجر جگرسوز تو دودافکن دل
چشمه نوش گهرپوش لبت چشمه جان حلقه زلف شکن در شکنت معدن دل
پرتو روی تو شد شمع شبستان دلم تا شبستان سر زلف تو شد مسکن دل[۲]

زن طبعاً به زينت و زيور و جمال و آرايش و مدهاى مختلف علاقه زياد دارد.[۳]زیبایی یک خصیصه طبیعی زنانه است، اما در عین حال این امر نیز که زن تمایل به ابراز زیبایی داشته باشد، موجه است. با وجود این نمی­تواند و نباید این کار را خارج از حدود هنجارهای جنسی و ارتباطی که در فرهنگ اسلامی وجود دارد، انجام دهد.[۴] ویژگی­های زن بر اساس حکمت خداوند و رسالتی که آفرینش به عهده او گذاشته است، هیچ کدام زیان و خطر ندارد، بلکه لازمه وجود اوست، مگر آن­که از حدّ اعتدال خارج شود.[۵] خداوند از روی حکمت خویش برای استواری نظام آفرینش و بقای نسل انسان، لطافت­ها و جاذبه­هایی خاص در وجود زن نهاده است. همان خداوندی که طبق مصالح تکوینی عالم، در وجود زنان، زیبایی­ها و جاذبه­های ویژه قرار داده است، ایشان را به رعایت ارزش­های اخلاقی فرامی­خواند؛ چرا که جایگاه ظهور این جاذبه­ها و زیبایی­ها، عرصه خانواده و روابط خصوصی همسران است؛ نه گستره اجتماع و روابط عمومی با نامحرمان.[۶]

تمایل زن به دلربایی

زن برای آن­که نشان دهد، جلوه کردن و دلبری در انحصار اوست، به زینت و زیور و آرایش وعطر و تنوع­طلبی و پیروی از مد علاقه نشان می­دهد.[۷] میل بسیار شدیدی که زن به خودآرایی و خودنمایی دارد، ناشی از نیاز شدید او به دلربایی است. یکی از مهم­ترین مشغله­های دائم هر زن این است که با استفاده از همه وسایل و طرق ممکن و در دسترس، خود را بیاراید و زیباتر سازد و نیز با لطایف­الحیل، آراستگی و زیبایی خود را به دیگران و مخصوصاً مردان نشان دهد تا در دام عشق او گرفتار آیند.[۸]

آراستگی نشاط­آور است

نظیف بودن زن در جسم و لباس و زینت او موجب شادی و رضایت خاطر خود اوست. آشکار ساختن زیبایی در اندام و لباس، رضایت و خشنودی نفس را در بر دارد. برخی چنین می­اندیشند که ظهور زیبایی حسّی باید برای غیر باشد و اگر کسی شاهد زیبایی حسی فرد دیگری نباشد، لزومی برای آراستگی و تجمل نمی­بیند، در صورتی که نفس زیبایی و تجمل برای نشاط و رفع کسالت خود شخص زینت­کننده بسیار خوب است.[۹] امام علی(ع) در روایتی می­فرمایند: «جامه پاکیزه، غم و اندوه را مى‏زدايد و با آن مى‏توان نماز خواند.»[۱۰]

[۱]. خواجوی کرمانی.

[۲]. سید مجتبی هاشمی رکاوندی، مقدمه­ای بر روان­شناسی زن، ص ۱۰۴ و ۱۰۵٫

[۳]. مرتضی مطهری، مجموعه‏آثار، ج‏۱۹، ص ۱۷۸٫

[۴]. بهجت یزدخواستی و ماری کلود لوتراند، فراسوی حجاب، ترجمه صفیه غایی، ص ۲۵۹٫

[۵]. احمد حسینیا، راز آشکار، ص ۱۷۳٫

[۶]. محمدتقی مصباح یزدی، جامی از زلال کوثر، تحقیق و نگارش: محمدباقر حیدری، ص ۱۱۳ و ۱۱۴٫

[۷]. احمد حسینیا، راز آشکار، ص ۱۷۳٫

[۸]. اسدالله جمشیدی و دیگر نویسندگان، جستاری در هستی­شناسی زن، ص ۲۳۰٫

[۹]. محمدرضا امین­زاده، جایگاه اخص و ممتاز زن، ص ۸۶٫

[۱۰] . محمدرضا، محمد و علی حکیمی، الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج۶، ص۲۱۳٫

دیدگاهتان را بنویسید