مصرفی شدن زنان، آرمان نظام سرمایه ­داری

۲۰ مرداد ۱۳۹۸

مصرفی شدن زنان، آرمان نظام سرمایه ­داری

بر اساس اصول سودا­گرایانه نظام سرمایه­داری، از زنان به عنوان ابزار سودرسانی، منتها از طریق اعمال و ترویج فرهنگ مصرف­گرایانه در خانواده استفاده می­شود، زیرا بخش عظیمی از کالاهای تولیدی در این نظام در چارچوب خانواده به مصرف می­رسد.[۱]

خانم ساندرا فورسایت، فارغ­التحصیل دانشگاه هاروارد چنین می­گوید:

«دخترها گروه عظیمی از مصرف­کنندگان را تشکیل می­دهند و همه ـ از سازندگان لوازم اسباب­بازی گرفته تا شرکت­های سازنده لوازم آرایشی و طراحان مد ـ این را می­دانند. بهتر نیست به دخترتان یاد دهید که مصرف کننده آگاه، اهل انتخاب مناسب و هوشمند باشد؟»[۲]

تجمل­گرایی زنان

تولید سرمایه­داری انگیزه­ای جز تأمین سود برای صاحبان سرمایه و اربابان تجارت ندارد. نیازهای حیاتی اکثریت مردم امری است فرعی که تأمین آن­ها تنها تا مرحله­ای صورت خواهد پذیرفت که استمرار چرخش ماشین سودساز را به دور از تأثیر انزجار و تنفر عموم در کارکرد خویش تضمین کند. در نتیجه اغلب کالاهایی که خاص زنان تولید می­شوند، از نوع تجملی هستند.[۳] سوق دادن به تجمل و مصرف­گرایی و آرایش­های بیهوده و مخارج سنگین و تبدیل شدن به یک وسیله مصرف. این، ستم بزرگی بر زن است. شاید بشود گفت که هیچ ظلمی بالاتر از این نیست؛ زیرا که او را به­کلی از آرمان­ها و اهداف تکاملی خودش غافل و منصرف می­کند و به چیزهای خیلی کوچک و حقیر سرگرم می­نماید.[۴] تجمل‌پرستی این خطر را دارد که احساسات و عواطف انسانی را که باید به سوی خیر و سعادت و اهداف عالی آفرینش متوجه سازد به سوی بی‌بند و باری و تن در دادن به گناه، ریا و ادعا، تحقیر دیگران، برتر دانستن خود از طریقِ زیورآلات سوق می‌دهد.[۵]

خانم دافنه دِمارِنُف، دکترای روان­شناسی بالینی و دانش­آموخته دانشگاه هاروارد و برکلی در کالیفرنیا، چنین می­گوید: «همه ما آن­چنان تحت تأثیر مصرف­گرایی قرار داریم که جدا کردن نیاز واقعی­مان از آنچه نسبت به آن شرطی شده­ایم، برایمان دشوار است، اما هنوز ارزشش را دارد که بکوشیم از فرضیات معمول فاصله بگیریم و از خودمان بپرسیم، آن­چه از لحاظ مادی از ضروریات زندگی ماست، کدام است.»[۶]

جنسیت زن به جای عشق در نظام مصرفی

دکتر علی شریعتی می­گوید: «در جامعه­ای که اصالت از آنِ «تولید و مصرف» و «مصرف و تولید» اقتصادی است و تعقل نیز جز اقتصاد چیزی نمی­فهمد، زن نه به عنوان موجودی خیال­انگیز، مخاطب احساسات پاک، معشوق عشق­های بزرگ، پیوند تقدس، مادر، همدم، کانون الهام، آیینه صادقی در برابر خویشتن راستین مرد؛ بلکه به عنوان کالایی اقتصادی است که به میزان جاذبه جنسی­اش، خرید و فروش می­شود.»[۷]

زن در نظام غربی، نه تنها وسیله­ای برای مصرف شدن و مصرف کردن خود می­شود که وسیله­ای برای مصرف هرچه بیشتر هر چیز دیگر می­شود. برای این­که لوازم خانگی یا ابزارآلات بهتر و بیشتر به فروش برسد، باید تصویر نیمه عریان یک زن در کنار آن باشد.[۸] فرهنگ مصرف­گرایی و رواج آن در خانواده، شخصیت زنان را بیشتر از بقیه اعضای خانواده آسیب­پذیر می­سازد. به گفته مونا شارن آمریکایی، «آزادی زنان برای ما افزایش درآمد، سیگار ویژه زنان، حق انتخاب برای تنها زیستن و تشکیل خانواده یک نفره، ایجاد مراکز بحران تجاوز، اعتبارات فردی، عشق آزاد و زنان متخصص بیماری­های زنان را به ارمغان آورد و لیکن در ازای آن، چیزی را به غارت برده که خوشبختی بسیاری از زنان در گرو آن است و آن وجود «همسر» و خانواده است.[۹]

 

[۱]. جمعی از نویسندگان (سیدهادی حسینی، علی­احمد راسخ، حمید نجابت) زیر نظر محمد حکیمی، کتاب زن، ص ۵۱۹٫

[۲]. ساندرا فورسایت، دیدنی­ها و شنیدنی­های دختران، ترجمه توران­دخت تمدن، ص ۱۹۱٫

[۳]. نوال السعداوی، چهره عریان زن عرب، ترجمه مجید فروتن و رحیم مرادی، ص ۱۴۶٫

[۴]. مقام معظم رهبری، بیانات در دیدار با اعضای شورای فرهنگی، اجتماعی زنان در تاریخ ۱۶ دی ماه ۱۳۶۹؛ برگرفته از: زن و بازیابی هویت حقیقی، ص ۴۹ و ۵۰٫

[۵]. علی قائمی، اسلام و تربیت دختران، ص ۲۹۱ و ۲۹۲٫

[۶]. دافنه دمارنف، غریزه مادری، ترجمه و تلخیص: آزاده وجدانی، ص ۱۸۲٫

[۷]. علی شریعتی، زن، ص ۱۰۵٫

[۸]. طیبه پارسا، پوشش زن در گستره تاریخ، ص ۵۲٫

[۹]. جمعی از نویسندگان (سیدهادی حسینی، علی­احمد راسخ، حمید نجابت) زیر نظر محمد حکیمی، کتاب زن، ص ۵۱۹٫

دیدگاهتان را بنویسید