بهره گیری از زن در توریسم جنسی

۲۰ تیر ۱۳۹۸

پیشینه و  جهانگردی سکس

گفته می­شود جهانگردی سکس به عنوان یک استراتژی توسعه، از سوی آژانس­های کمک بین­المللی پیشنهاد شد و اولین بار از طریق بانک جهانی، صندوق بین­المللی پول و آژانس توسعه بین­المللی آمریکا برنامه­ریزی و حمایت شد.[۱] که طی آن، مردان به روسپی­خانه­هایی که در جهان صرفاً برای آن­ها برپا شده می­روند.[۲] به طور کلی توسعه توریسم، یکی از عوامل عمده توسعه بازار تجارت زنان و کودکان به شمار می­رود. سازمان­های بزرگ توریستی اروپایی و آمریکایی و ژاپنی، مسافرت­های دسته جمعی سازمان می­دهند تا مشتریان بیشتر و پول­دارتری جلب کنند.[۳]

نویسنده زن آمریکایی می­گوید: «یکی از رسواترین اشکال توسعه که جنبه بهره­برداری دارد، تجارت جدیدی به نام بهره­برداری جنسی یا جهانگردی سکس است. صنعت سکس اولین بار از سوی بانک جهانی، صندوق بین­المللی پول و آژانس توسعه بین­المللی آمریکا برنامه­ریزی و حمایت شد. تایلند، فیلیپین و کره جنوبی مراکز فعلی جهانگردی سکس هستند.»[۴]

قاچاق زنان در تایلند

کشور تایلند به مرکز عمده قاچاق زنان و کودکان تبدیل شده است. روزنامه سان، چاپ مالزی، به نقل از پیاسیری ویکراماسکارا، یکی از کارشناسان سازمان بین­المللی کار، اعلام کرد، قاچاقچیان انسان در تایلند، دختران بسیاری از کشورهای میانمار، کامبوج، لائوس و جنوب چین را برای فروش در بازار فحشا در مالزی، هنگ کنگ، ژاپن و تایوان به تایلند می­آورند. وی این مطلب را در سمیناری اعلام کرد که درباره نیروی کار مهاجر و قاچاق آدمی که از سوی سازمان جهانی کار در بانکوک برپا شده بود. به گفته ویکراماسکارا، دخترانی که به مراکز فساد کشورهای منطقه عرضه می­شوند، عمدتاً از سوی خانواده­های فقیرشان به سندیکاها فروخته یا به دست قاچاقچیان ربوده می­شوند. این کارشناس سازمان بین­المللی کار افزود، قاچاقچیان با توسل به شیوه کاریابی در کشورهای دیگر، بسیاری از این دختران را اغفال می­کنند و سپس آنان را به مراکز فحشا می­فروشند.[۵]

کارگران آمریکایی در سالن­های ماساژ تایلند

گروهی از تاجران ژاپنی از طرف شرکت­هایی که در آن مشغول کار هستند، به عنوان پاداش به این مراکز فرستاده می­شوند. کارگران آمریکایی که در عربستان سعودی روی پروژه­های ساختمانی کار می­کنند، هر دو هفته یک بار با هواپیما به بانکوک فرستاده می­شوند تا در سالن­های ماساژ توسط زنان تایلندی پذیرایی شوند.[۶]

کشورهایی که از راه سکس، درآمد کسب می­کنند

امروزه اقتصاد کشورهایی نظیر تایلند، برزیل، کره جنوبی و فیلیپین، بر پایه توریسم مبتنی است و می­توان گفت که توریسم صنعتی، فعالیت اصلی به شمار می­رود. به همین دلیل این رشته صنعت، جنبه دیدار و تبادل فرهنگی خود را از دست داده و صرفاً خوش­گذرانی مورد نظر است. گروه زیادی از مردان خارجی تنها برای خوش­گذرانی به این کشورها می­روند و از آن­جا که پول زیادی برای خرج کردن دارند، فواحش زیادی می­طلبند. وقتی زنان جوان هم کمیاب می­شوند، به بچه­ها رو می­کنند؛ به طوری که یک بانوی تایلندی گفته است، اروپایی­ها، آمریکایی­ها و ژاپنی­ها هر روز در صف­های طویل به کشور ما پرواز می­کنند و کار دیگری ندارند جز آن­که با صرف اندکی پول، زنان و بچه­های ما را بخرند، دلالان سازمان تجارت و کودکان برای پیدا کردن کالا، به دهات دورافتاده و فقیر و محلات اطراف شهرها می­روند تا با وعده­های دروغ و دسیسه و با زور و پول، اسباب رضایت مشتریان را فراهم کنند.[۷]

در سازمان­های مذهبی تایلند گفته شده است که «توریسم»، لعنتی بر کشور ماست. درست است که فحشا در تایلند مانند بسیاری از کشورهای جهان وجود داشت، اما تهاجم توریست­هاست که فحشا را به صورت یک بخش اقتصادی گسترده تبدیل کرده است. رابطه تجارت جهانی زن، افزایش فساد در جامعه و کشانده شدن هزاران زن ودختر کم سال به فساد را با سلطه استعمار سرمایه­داری می­توان به طور واضح و دقیق در کشورهای تایلند و فیلیپین نشان داد.[۸]

خدمات جنسی

در آلمان چهارصد هزار زن رسماً به عنوان روسپی کار می­کنند. این زنان با تن­فروشی، روزانه در خدمت یک میلیون و دویست هزار مرد قرار می­گیرند. چند سالی است که در رسانه­های عمومی این کشور، از روسپی­گری به عنوان شغلی مانند دیگر شغل­ها نام برده می­شود و به آن خدمات جنسی اطلاق می­شود. دلیل این امر این است که ژانویه ۲۰۰۲، در آلمان قانون روسپی­گری به تصویب نهایی رسید. این مصوبه بر پایه دو استدلال استوار بود: اولاً این­که با تصویب این قانون، روسپی­گری شغل محسوب و به همین خاطر مشمول قانون کار می­شود. یعنی زنان تن­فروش، در آلمان باید قرارداد کار دریافت کنند و از مزایایی مانند بیمه درمانی، بیمه کاری و حقوق بازنشستگی برخوردار شوند. ثانیاً به رسمیت شناختن تن­فروشی و تثبیت آن در قانون، موجب می­شد که تن­فروشی دیگر به عنوان عملی منافی عفت در نظر گرفته نشود. سیاستمداران آلمان با تصویب این قانون، زنان را محکوم به ادامه این شغل می­کنند، زیرا با رسمی شدن تن­فروشی به عنوان شغل، فرد نمی­تواند به­راحتی کار خود را رها کند. به طور مثال اگر زنی در هر لحظه خواستار پایان دادن به تن­فروشی باشد، طبق قانون کار، باید سه ماه دیگر ادامه دهد. در غیر این صورت، توقف ناگهانی شغل، به معنای لغو قرارداد و از دست دادن حقوق و مزایا خواهد بود.[۹]

پارکومتر در آلمان برای زنان خیابانی

زنان خیابانی و هرزه شهر بن آلمان باید برای ایستادن در خیابان مثل ماشین­های پارک شده مالیات پرداخت کنند. پارکومترهایی کنار خیابان­های این شهر نصب شده که زنان باید برای ایستادن کنار خیابان از این دستگاه­ها بلیت تهیه کنند. شهرداری برای زنان خیابانی این بلیت­ها را تعیین کرده تا برای درآمدشان مالیات تعیین کرده باشد. به گزارش رویترز پنج­شنبه دهم شهریور ۱۳۹۰، پارکومترهای رفتارهای جنسی در آلمان برای اولین بار در جهان، هزینه شش یورو برای هر شب را تعیین کرده تا دولت اطمینان حاصل کند که از همه شهروندان خود مالیات گرفته و از آن طرف اطمینان حاصل کرده باشد که همه قانون را خوب رعایت می­کنند و کسی از زیر مالیات فرار نمی­کند.[۱۰]

مسموم کردن آب حیات

لرد شفتس بُری (Lord shaftesbury) در گفتاری به نقل از «زندگی زنان انگلستان از قرون وسطی تا عصر جدید» چنین می­گوید: «پیامدهای اخلاقی در مردان مایه تأسف است، اما در زنان به مراتب بدتر است، نه فقط برای خود آن­ها، که برای خانواده، جامعه و می­توانم اضافه کنم حتی کشور. به فساد کشاندن مرد خیلی بد است. اما اگر زن را به فساد بکشانند، مانند مسموم کردن آب حیات در سرچشمه آن است.»[۱۱]

خوزه اورتگای گاست، نویسنده متولد مادرید و استاد دانشگاه در رشته فلسفه چنین می­گوید: “آن­چه در یک زن فاحشه مهیب و نفرت­انگیز است، تناقض رفتار و کردار او با طبیعت زنانه اوست، زیرا شخصیت نهانی خویش را که باید فقط به فرد خاص و انتخاب شده­ای نمایان سازد، به عموم و به هر مردی عرضه می­دارد. این نفی زنانگی در هر مرد دقیق و حساس، بیزاری و نفرت می­انگیزد؛ زیرا در جسم زنانه با روح مردانه روبه رو می­شود. مردانی که شخصیت دون­ژوان­گونه دارند، همیشه زنی را ترجیح می­دهند که نمونه کلاسیک زنانگی است، یعنی محبوب­ترین و باحیاترین زن­هاست و خود را کاملاً از دید هرکس و ناکسی پوشیده می­دارد و در خصوصیات زنانه، نقطه مقابل زن فاحشه است.»[۱۲]

 

[۱]. احمدرضا توحیدی، بررسی جنبش فمینیسم در غرب و ایران، مجموعه مقالات همایش علمی اسلام و فمینیسم، ج ۱، ص ۱۷۷٫

[۲].  جمعی از نویسندگان (سیدهادی حسینی، علی­احمد راسخ، حمید نجابت) زیر نظر محمد حکیمی، کتاب زن، ص ۵۱۸٫

[۳]. ایرج تبریزی، تجارت زنان و دختران، ص ۴٫

[۴]. مارلین فرنچ، جنگ علیه زنان، ترجمه توران­دخت تمدن، ص ۶۵ و ۶۶٫

[۵]. بهناز اشتری، قاچاق زنان بردگی معاصر، ص ۴۵ و ۴۶٫

[۶]. جمعی از نویسندگان (سیدهادی حسینی، علی­احمد راسخ، حمید نجابت) زیر نظر محمد حکیمی، کتاب زن، ص ۵۱۸٫

[۷]. ایرج تبریزی، تجارت زنان و دختران، ص ۴ و ۵٫

[۸]. همان، ص ۱۰٫

[۹]. محمدحسن قدیری ابیانه، زن در اسلام و غرب، ص ۱۱۸ و ۱۱۹٫

[۱۰]. همان، ص ۱۲۰٫

[۱۱]. هایدی هارتمن، سرمایه­داری، مردسالاری و تفکیک شغل بر اساس جنس، ترجمه آویده نهاوندی، مجموعه مقالات فمینیسم و دیدگاه­ها، ص ۲۲۸٫

[۱۲]. خوزه اورتگایِ گاست، درباره عشق، ترجمه سید مهدی ثریّا، ص ۱۵۳٫

دیدگاهتان را بنویسید