استفاده ابزاری از زنان در مشاغل

۱۰ خرداد ۱۳۹۸
اگر زنی برای کار در اداره، رستوران یا کارخانگی در خواست بدهد و ظاهر و قیافه خود را فراموش کند و آن را نادیده بگیرد، به طور یقین در آزمون استخدام آخرین نفر است

هنگام جنگ جهانی دوم، زنان بیش از هر زمان دیگر، گروه گروه به نیروی کارگری می­پیوستند و ده­ها میلیون زن که پیش از آن صرفاً به کارهای خانگی مشغول بودند، به سوی بازارهای کار گرایش یافتند. این فرآیند موجب شد، زنان و مردان به جایگاه و هویت اجتماعی زن بیندیشند. با اتمام جنگ جهانی نیز میلیون­ها زن و مرد تمایل داشتند، فعالیت اجتماعی و اقتصادی زنان همچنان تداوم یابد. از آن­جا که از نظر صاحبان سرمایه، افزایش آگاهی و ارتقای موقعیت اجتماعی زنان با بهره­کشی از آن­ها ناسازگار بود، به تبلیغ نظریه «راز و رمز» زنانه پرداختند. این جریان در صدد بود، بین زنان شاغل و غیرشاغل تبلیغ کند که آن­ها بیش از همه چیز باید زیبا و فریبا باشند و بایستی از هر چیزی که زیبایی و طراوت آن­­ها را به خطر می­اندازد، اجتناب کنند.[۱] کارخانه­داران و صاحبان سرمایه پس از شناخت زن، با تزئین اندام وی و تأکید و تبلیغ فراوان بر ارزش­های ظاهری او کوشیدند، دیگر ارزش­های آسمانی زن فراموش شود و از موهبت و امکانات خدایی زن برای بیشتر کردن سرمایه­های خود بهره جویند.[۲]

سوء استفاده از زیبایی زن

استفاده از زیبایی زن به عنوان ابزار تبلیغاتی موفّق، در بسیاری شغل­ها جا افتاده است. از این­رو، کارفرمایان در تبلیغات و امور بازرگانی و حتی صنعت شرط می­کنند که فروشنده، منشی و مجری زیبا باشد تا مشتریان را جلب کند و پول و موفقیت به بار آورد.[۳]

آنتوانت کانیکوف یکی از پایه­گذاران حزب سوسیالیست و پس از آن حزب کمونیست در ایالات متحده آمریکا در بخشی از نامه خود به هفته­نامه رزمنده در آمریکا (Militant) چنین می­نویسد:

«زنی که کار می­کند، لوازم آرایش را نه­تنها برای خشنودی خود، یا چهره زیبا داشتن، یا به دست آوردن عشق­های خیال­انگیز احتمالی به کار می­برد بلکه او باید زیبا و گیرا به نظر برسد تا کار خود را نگه دارد.»[۴]

هلن بیکر در مقاله­اش با عنوان آرایش و فشار اقتصادی چنین می­گوید:

«زن درخواست­کننده کار نه­تنها از نظر فنی باید صلاحیت داشته باشد، بلکه باید خوش­ لباس، از سرتا پا آراسته، و با هر تار مو در سر جای خود، جذابیت و زیبایی از سر و روی او ببارد. اگر درزِ جورابش کمی تاب خورده باشد، دلیلی است بر بی­دقتی او در همه چیز. اگر آرایش نکرده باشد، پیداست که غیرعادی یا روان­رنجور یا هر دوی آن است؛ اگر خیلی آرایش کرده باشد، جلف و پررو است؛ اگر نگران به نظر آمد (که بیشتر  وقت­ها همین­­طور است، نگران برای زیبایی­اش!)، به هیچ وجه برای کار، او را نمی­پذیرند چون «زنِ ناآرام، کارفرما را عصبی می­سازد». پس از یک روز کاریِ سخت که به خانه می­آید، تازه هشت ساعت بیشتر برای آشپزی، رُفت و روب، مراقبت از فرزندان و چیزهای دیگر وقت می­گذارد، اما هنوز استراحتی برای او وجود ندارد ـ نزدیک نیمه شب با خستگی موهایش را بالای سر جمع می­کند، موهای ابروهایش را با موچین برمی­­دارد و با کرم­هایی که شاید چین و چروک­ها را از میان بردارند ور می­رود تا کارفرما نداند که او برای به دست آوردن کار درباره سن خود دروغ گفته است. سرانجام آن لحظه گریزناپذیر و دلهره­آمیز فرا می­رسد، آخر فردا چه بپوشد یا چه کار کند تا سه تا لباس را شش لباس بنمایاند.»[۵]

به­واقع زن به عنوان ابزار سرگرمی و به­عنوان تنها موجودی که جنسیت و سکسوالیته دارد، به کار گرفته شد تا نگذارد، کارگر و کارمند و روشنفکر در لحظات فراغت، به اندیشه­های ضدطبقاتی و سرمایه­داری بپردازند؛ و به کار گرفته شد که تمامی خلأ و حفره­های زندگی اجتماعی را پر کند و هنر به­شدت دست به کار شد تا بر اساس سفارش سرمایه­داری و بورژوازی، سرمایه هنر را -که همیشه زیبایی و روح و احساس و عشق بود- به سکس تبدیل کند.[۶]

جین مورگان در مقاله­ای با نام دانستنی­های بیشتر درباره لوازم آرایش چنین می­نویسد:

اگر زنی برای کار در اداره، رستوران یا کارخانگی در خواست بدهد و ظاهر و قیافه خود را فراموش کند و آن را نادیده بگیرد، به طور یقین در آزمون استخدام آخرین نفر است، مگر این­که مهارت یا زمینه استثنایی داشته باشد و در رشته خود تک باشد. در کارهایی که نیاز به کارگران ساده دارد، توانایی و بنیه بدنی بیشترین امتیازها را دارد، اما حتی در این مورد، نیرومندی و توان بدنی، جوانی و زورمندی با لوازم آرایش بیشتر نمایان می­شود.[۷]

هلن بیکر همچنین می­گوید:

من متأسفم که باید به جای پودر برنج به سراغ پودر صورت ماکس فاکتور بروم، تا آن زمان که استانداردهای کنونی زیبایی زنان که پیش شرطِ گرفتن شغل است، به همراه دیگر استانداردهای ساختگیِ سیستم سرمایه­داری به زباله­دان تاریخ افکنده شود.[۸]

بنابراین تنها کافی نیست که فرصت کار و فرهنگ را برای زن فراهم کنیم تا بتوانیم بگوییم ارزش زن در جامعه بالا رفته است، بلکه باید نگرش به او را از صرف بدن که برای جذب غریزه به کار می­رود، به انسانی که احترام او لازم است، تغییر دهیم. تنها در این صورت است که می­توان پذیرفت، زن در عرصه حضور انسانی­ای که شایسته آن است، کاملاً در نقش یک انسان ظاهر شده است.[۹]

منشی زن در ایران

افزایش روزافزون آگهی استخدام منشیان دختر و زن، به­ویژه در شرکت­های خصوصی و خدماتی یكی از امور مرسوم و عادی در کشور است؛ حتی در مواردی مشاهده می­شود که بعضی مشاغل، نیازی به منشی ندارند، ولی آن­ها هم بدشان نمی­آید با حقوق مختصری، یک منشی خانم استخدام کنند. بعضی کارفرمایان هم به بهره­گیری از زنان و دختران برای مشاغل خدماتی آن­هم با دستمزد پایین علاقه بسیاری دارند. در این میان جای این سؤال باقی می‌ماند كه علت استفاده از زنان و دختران برای امور منشی‌گری و خدماتی چیست و چرا برای این امور، علاقه­ای‌ به استخدام مردان نشان نمی­دهند؟ آیا قرار است در جهت جذب مشتری، از زیبایی و آرایش و گیرایی و جذابیتِ صدایشان استفاده ابزاری شود؟! علت علاقه بعضی کارفرمایان به­ویژه شرکت­های خصوصی به استخدام منشی خانم با روابط­عمومیِ بالا و ظاهری مناسب چیست؟!

بی­تردید منشی‌گری از مشاغلی است كه به روابط عمومی بالا و ملایمت در رفتار و گفتار نیاز دارد، ولی آیا فقط زنان می­توانند منشی­های خوبی باشند؟ آیا حقوق و دریافتی آن­ها هم مطابق با حقوق مردان هم­تراز آنهاست؟ این در حالی است که تجربه نشان می­دهد، زنان در دستگاه‌ها و ادارات مختلف، فعالیت­ها و تلاش­های متعدد و موفقی دارند و مدیریت‌های خوبی اعمال می­کنند.

ممکن است در این بین، زنان و دخترانی هم باشند که با رعایت استانداردهای پوششی و هنجاری به این شغل روی آورده­ باشند، ولی مطلب مهم این­جاست که جامعه زنان و دختران اگر در این مشاغل حضور می­­یابند، همه لطافت­ها و جذابیت­های خود را با استانداردهای پوششی و هنجاریِ اسلام تطبیق دهند و مانند بسیاری از زنان در مشاغلِ دولتی، متناسب با زحمتی که می­کشند و هم­تراز آقایان، حقوق بگیرند و به عبارتِ خودمانی مُفت­کاری نکنند!

 

[۱]. مریم رفعت­جاه، هویت انسانی زن در چالش آرایش و مد،  فصلنامه کتاب زنان، ش ۳۸، ص ۱۴۲ و ۱۴۳٫

[۲]. یوسف غلامی، راز یک فریب، ص ۶۳٫

[۳]. محمدحسین فضل­الله، دنیای زن، ترجمه واحد ترجمه دفتر پژوهش و نشر سهروردی، ص ۵۵ و ۵۶٫

[۴]. جوزف هنسن، ایولین رید، ماری آلیس واترز، آرایش، مُد و بهره­کشی از زنان، ترجمه افشنگ مقصودی، ص۱۳۰٫

 

[۵]. همان، ص ۷۲ و ۷۳٫

[۶]. علی شریعتی، زن، ص ۱۰۵ و ۱۰۶٫

[۷]. جوزف هنسن، ایولین رید، ماری آلیس واترز، آرایش، مُد و بهره­کشی از زنان، ترجمه افشنگ مقصودی، ص ۸۹ و۹۰٫

[۸]. همان، ص ۷۳ و ۷۴٫

[۹]. محمدحسین فضل­الله، دنیای زن، ترجمه واحد ترجمه دفتر پژوهش و نشر سهروردی، ص ۵۶٫

دیدگاهتان را بنویسید