به اندازه کافی زیبا هستیم

۳۰ فروردین ۱۳۹۸
این­که اجتماع ما برای ظاهر خوب و محبوبیت چنین ارزش بالایی قائل است، یک ناهنجاری است، چرا که هیچ یک از این دو، معیار ارزش­های واقعی نیستند. انسان­های زشت و فاقد جذابیت هم می­توانند محبوبیت به دست آورند

 

خانم نانسی لوانت در نوشتار خود با عنوان تاراج فرهنگی زنان آمریکایی چنین می­گوید:

«در فرهنگ ما لاغر بودن یعنی زیبایی و سلامت و چاقی مایه شرمساری است… مجله­ها، تلویزیون، صنعت مد، صنعت لوازم آرایش و مدارس زنان کاری کرده­اند که سن بیست سالگی پایان زیبایی زنان محسوب شود. این مسأله باعث تنفر مادرها از دخترانشان و شرمساری دختران از ظاهر مادران­شان می­شود. بسیاری از آن­ها قبل از ده سالگی به همراه مادران­شان شروع به گرفتن رژیم و ورزش کردن می­کنند. آیا نمی­بینیم که تحت مالکیت شرکت­های زیبایی درآمده­ایم و مثل احمق­ها به دام بازاریان آن­ها افتاده­ایم؟ آیا آن قدر زشت هستیم که زیر بار هر هزینه و درد و تحقیری برای جوان­تر و لاغرتر شدن می­رویم؟ و آن قدر مصنوعی شویم که دیگر خودمان نباشیم؟ و آیا این فرهنگ مضحک را به دختران و نوه­های­مان تحمیل خواهیم کرد؟ آیا هزینه جراحی پلاستیک آن­ها را تأمین می­کنیم تا به آن­ها ثابت کنیم که ما نیز همچون فرهنگ­مان آن­ها را زشت می­بینیم؟ کی می­خواهیم نگاهی به آیینه بیندازیم و بفهمیم که به اندازه کافی زیبا هستیم.» [۱]

مارابل مورگان در کتاب “زنان بدانند، دختران بخوانند” چنین آورده است:

«زنی دارای چهره زیبایی بود. مدام حسرت می­خورد که چرا در جوانی، بینی خود را تحت عمل جراحی پلاستیک قرار نداده است، او در زندگی خود به سبب بینی بزرگش، احساس کوچکی می­کرد، او زیبا و خوش­اندام بود؛ ولی پیوسته در نگرانی به سر می­برد.»[۲]

خانم وندی شلیت معتقد است، همه این فشارها برای این­که از نظر ظاهری چیزی کم نداشته باشی، لاغر باشی، روی صورتت چین و چروک نباشد، در عین حال شغل خود را هم سر و سامان دهی و یک زندگی صرفاً مبتنی بر لذات جنسی داشته باشی، به هیچ وجه به خاطر مردم­سالاری به ما نرسیده است. این وضعیت معلول اشتیاق ما برای کنار گذاشتن اصولی است که کار هدایت ما در زندگی را به عهده داشتند.[۳]

دکتر کریستین نورتراپ (CH. Northrup) چنین می­گوید:

«اگر قرار باشد مرتب با معیارهای پیشنهاد شده از طرف دستگاه ارتباط جمعی خود را مورد قضاوت قرار دهیم، تمام مدت با جسم­مان در جنگ و ستیز خواهیم بود. سال ۱۹۸۰ وزن «ملکه زیبایی آمریکا» از صد و سی و چهار پوند در سال ۱۹۵۴، به صد و هفده پوند تنزل پیدا کرد. بیست و پنج سال پیش، ملکه زیباییِ اندام آمریکا هشت درصد کمتر از زن متوسط آمریکاییِ آن زمان وزن داشت، در حالی که امروز، مدل زیبایی اندام ایده­آل، بیست و پنج درصد کمتر از زن متوسط آمریکایی وزن دارد.»[۴]

خانم دکتر ناتالی راجرز، نویسنده کانادایی در کتاب زن شاداب می­گوید:

«این­که اجتماع ما برای ظاهر خوب و محبوبیت چنین ارزش بالایی قائل است، یک ناهنجاری است، چرا که هیچ یک از این دو، معیار ارزش­های واقعی نیستند. انسان­های زشت و فاقد جذابیت هم می­توانند محبوبیت به دست آورند.»[۵]

[۱]. نانسی لوانت، تاراج فرهنگی زنان آمریکایی، ترجمه مریم انصاری، فمینیسم، شکست افسانه آزادی زنان، ص ۱۹۴ و ۱۹۵٫

[۲]. مارابل مورگان، زنان بدانند، دختران بخوانند، ترجمه افسانه سلمانی گیوی، ص ۳۳٫

[۳]. جمعی از نویسندگان، فمینیسم در آمریکا تا سال ۲۰۰۳ م، جمعی از مترجمین، ص ۵۱٫

[۴]. کریستین نورتراپ، جسم زن، جان زن، ترجمه توران­دخت تمدن، ص ۲۹۹٫

[۵]. ناتالی راجرز، زن شاداب، ترجمه علی­اصغر شجاعی، ص ۷۲٫

 

دیدگاهتان را بنویسید