استفاده ابزاری از زنان در رسانه

۱۹ آبان ۱۳۹۷
در سراسر فرهنگ آمریکا و مخصوصاً در رسانه­های همگانی، دختران و زنان در قالب سوژه و موضوعی جنسی نشان داده می­شوند.

اهمیت رسانه­

رسانه­ های عمومی همچون سلسله اعصاب جامعه هستند که می­توانند افکار و عقاید و بینش افراد و همچنین جامعه را تحت کنترل و هدایت خود قرار دهند و حتی می­توانند با فن تبلیغ خاصی که دارند، درجهت تخریب به خدمت گرفته شوند که لازم است تولیدات رسانه­ها در راستای حفظ سلامت جامعه و افراد آن پیش برود.[۱]

ابتذال از چه زمانی وارد تلویزیون و سینما شد

در اساطیر دینی جهان غرب، زن موجودی گناه­آلود و تبلوری از گناه نخستین است و چاره­ای جز هبوط و سقوط در فحشا و جنون و جنایت ندارد. در تلقی مسیحیت، زن چکیده جنسیت و امری فاسد است.[۲] با شکل گرفتن رنسانس در اروپا و فراگیر شدن آن در نقاط مختلف و صنعتی شدن آن و به وجود آمدن ارتباطات و وسایل پیشرفته، حیا، عفت، پوشش، پاکدامنی، پارسایی و… اندک اندک از جامعه انسانی فاصله گرفت تا این­که برهنگی در جامعه رواج یافت. این تحول سبب جدایی انسان غربی از ارزش­های خدایی و معنوی شد و در بسیاری از شوون زندگی انسان مغرب زمین انعکاس پیدا کرد. به دنبال رنسانس سبک تازه­ای در ادبیات و هنر اروپا به وجود آمد که در آن انسان اصل و محور و بنای همه چیز قرار گرفت، اما نه آن انسانی که در خود، حقیقتی آسمانی دارد بلکه انسان زمینی، مادی و خودبنیاد. این انسان­گرایی، در ادبیات، هنر و بیش از هر چیز در دو هنر نقاشی و مجسمه­سازی آشکار شد. در مجسمه­سازی همه تلاش­ها در این جهت به کار گرفته شد تا این احساس به بیننده القا شود که انسان، ویژگی­ها و غرایز و از جمله تن او محور و معیار خوبی­ها، زیبایی­ها و فضیلت­­هاست که هنرمند باید به این ویژگی­ها از جمله تن او توجه داشته باشد.[۳]

فیلم­سازان غربی به زن روی آوردند

بعد از جنگ بین­الملل دوم ناگهان می­بینیم که مایه اساسی هنر جهان و مخصوصاً همه فیلم­ها فقط و فقط دو عنصر قرار می­گیرد: ۱ـخشونت ۲ـجنسیت.[۴] نمایش مکرر تصاویر خشونت­آمیز و تحقیرکننده در رسانه­ها (تلویزیون، روزنامه­ها و…) از جمله هرزه­نگاری و نمایش تصاویر کلیشه­ای به صورت­های مختلف رقص و آواز در کازینوها، مخاطبان را تحت تأثیر قرار می­دهد و باعث رفتارهای خشونت­آمیز و تحقیرکننده نسبت به زنان می­شود.[۵] هرزه­نگاری یا پورنوگرافی سابقه دیرینه دارد، اما امروزه به هر نوع نمایش تصویری مستهجن یا نوشته­های کتبی گفته می­شود که به قصد انگیزش جنسی بیننده یا خواننده تولید شود. بنابر گزارش محققان آمار، تصویرگری تجاوز به عنف از طریق کتاب­های ویژه پورنوگرافی در فاصله ۱۹۷۴-۱۹۶۸ دوبرابر و تصویرهای نشان­دهنده خشونت جنسی در مجلات خاص در فاصله ۱۹۷۷۹-۱۹۳۷ پنج برابر افزایش یافته که نتیجه آن بنا بر اعتراف روان­شناسان، «ایجاد نگرش­های منفی و رفتار پرخاش­جویانه نسبت به زنان» بوده است. ادوارد دونراشتاین در یک بررسی میدانی به همین نتیجه رسید که مردان بر اثر مشاهده تصاویر صریح پورنوگرافی نسبت به زنان ستیزه­جوتر می­شوند.[۶]

نگاهی گذرا به تاریخچه فیلم­سازی و تهیه برنامه­های تلویزیونی و سینمایی در غرب نشان می­دهد که این رسانه برای جلب مخاطبان خود از چند جنبه به زنان روی آورده است. گاه جهت ایجاد لذت بصری از راه تبدیل زنان به کالای جنسی، گاه برای رونق بازار فیلم­ها که از روحیه خیال­پردازی و رمانتیک دختران جوان و زیبا استفاده می­کند. کسانی که از زن در نقش کالا و تجارت استفاده کردند، هدفی جز پرپول ساختن جیب سرمایه­داران سینمایی نداشتند و آن­ها که از زن در نقش­های سکسوال استفاده کردند، هدفی جز لذت و بهره­مندی شهوی نداشتند که هر دو گروه در جای خود ظلم زیادی به هویت و شخصیت زن نمودند.[۷]

خانم مارلین فرنچ، نویسنده زن آمریکایی چنین می­نویسد:

«هنرمندان بدن زن را سوژه آثار خود قرار می­دهند و نسبت به آن احساس مالکیت می­کنند. چه آثار آن­ها بازتابی از نفرت نسبت به زن باشد و چه از زن، ایده­آلی بسازند و چه اثر آن­ها احساسات­برانگیز باشد.»[۸]

به قول شهید مطهری: «كيست كه نداند امروز در مغرب زمين، زيبايى زن، جاذبه جنسى زن، آواز زن، هنر و ابتكار زن، روح و بدن زن و بالأخره شخصيت زن، وسيله حقير و ناچيزى در خدمت سرمايه­دارى اروپا و آمريكاست؟»[۹]

زنان، ابزار جذب تماشاگران

یکی از نویسندگان زن غربی بیان می­کند که هنگام بازدید از موزه جورج پومپیدو در پاریس احساس اهانت کرده و دیدن آن مجسمه­هایی که در آن­ها هنرمندان مرد در نشان­دادن اعضای جنسی پیکر زن، به راه مبالغه رفته بودند، او را جریحه­دار و آزرده نموده است. اینان زن را در هنر مجسمه­سازی پیکری نشان داده بودند که سری کوچک و تهی داشت، در حالی که اعضای جنسی او به طرز مبالغه­آمیزی بزرگ بودند.[۱۰]

خانم مارلین فرنچ نویسنده زن آمریکایی می­گوید:

«پرفروش­ترین فیلم ۱۹۹۰ میلادی، «به نام زن زیبا»، داستان سیندرلا، درباره یک زن روسپی است. آگهی­های تبلیغ فیلم، معمولاً هنرپیشه اول زن را تقریباً لخت نشان می­دهند، اگر چه در خود فیلم آن­طور هم ظاهر نشوند، در فیلم­های خشونت­آمیز آمریکایی، تجاوز یا حمله به منظور تجاوز به زن از ضروریات فیلم محسوب می­شود.»[۱۱]

ایجاد دیدگاه جنسی در مورد دختران آمریکا

در سراسر فرهنگ آمریکا و مخصوصاً در رسانه­های همگانی، دختران و زنان در قالب سوژه و موضوعی جنسی نشان داده می­شوند. این نمونه­ها تقریباً در هر رسانه­ای اعم از برنامه­های تلویزیونی پخش شده در زمان اوج تعداد بیننده­ها، نمایش­های ویدیوئی و مجلات دیده می­شوند.[۱۲] دونالد­مِن پایه­گذار انجمن خانواده آمریکا، به فیلم­ها و تصاویر با مضمون جنسی در تلویزیون آمریکا انتقاد کرد و در حمله خود، قضاوت شخصی را ملاک قرار داد تا بگوید چه چیزهایی در محدوده لوازم غیراخلاقی قرار دارند.[۱۳]

برایانت و راکوِل از جمله پژوهشگرانی هستند که تأثیر مضامین عام جنسیِ برنامه­های تلویزیونی را  در ساعت­های پر مخاطب بر ارزش­های اخلاقی نوجوانان بررسی کرده­اند. آنچه به دست آمد، حکایت می­کرد افرادی که فیلم­های مربوط به رابطه جنسی میان ازدواج نکرده­ها را تماشا کرده بودند، نسبت به آن­ها که فیلم­های دیگری را تماشا کرده بودند، خطاکاری­های جنسی در نظرشان کم­اهمیت­تر جلوه می­کرد. با توجه به این­که بیست و نه درصد از پسران، دیدن آثار هرزه­نگارانه را مهم­ترین منبع کسب اطلاعات جنسی می­شمارند، ناگفته پیداست که لوازم غیراخلاقی چه خطر بالقوه­ای برای مصرف­کنندگان جوان­تر دارند.[۱۴]

در یکی از بررسی­های رسانه­ای در آمریکا دکتر رابرتس و دیگران در سال ۲۰۰۵ میلادی اعلام کردند، اگر جوانان به میزان زیادی در معرض برنامه­ها و اطلاعات رسانه­ها باشند، باعث می­شود که بیشتر در معرض تصویرهایی که در آن زنان و دختران به عنوان موضوع جنسی عرضه می­شوند، قرار گیرند و این­گونه به دختران می­آموزند که زنان، اشیای جنسی هستند.[۱۵]

هالیوود در خدمت سرمایه­داری

سینمای هالیوود که محصول نظام سرمایه­داری و ایدئولوژی آن است، وظیفه بازآفرینی و کمک به بقای آن را بر عهده دارد و هر فیلمی بر اساس ویژگی­های خود در جایگاه خاصی از این مدار قرار می­گیرد و اگر ما تنها به بیان این نکته قناعت کنیم که همة فیلم­های هالیوود ایدئولوژی سرمایه­داری را تأیید و ترویج می­کنند، دیگر نیازی به تجزیه و تحلیل نخواهیم داشت.[۱۶]

هالیوود فقط بعد جنسی زن را می­بیند

چهره­هایی که هالیوود از زن تصویر کرد، زن جذاب و دلفریب و وسوسه­گر بود که نقش­آفرینان آن به بت­هایی جاندار در سینما تبدیل شدند که چندین نسل از تماشاگران را مفتون خود ساختند.[۱۷] الگوی ساخته و پرداخته هالیوودی کاری به ابعاد انسانی زن به عنوان یک موجود انسانی مانند مرد ندارد و همواره او را در کنار و در رابطه با مردان مطرح می­سازد و کمکی به بازیابی و بررسی و شناخت روحیه اصلی او ندارد، حتی گاهی نیز در نقش­های مردانه مانند جنایتکار، گانگستر، هفت­تیرکش و غیره ظاهر می­شود. صهیونیست­ها نیز از اوایل دهه پنجاه به این بهانه که زن­های جهان تحت ظلم و ستم هستند و باید آزاد شوند، به گسترش فحشا و تخدیر ملت­های جهان پرداختند. هدف پنهانی و اصلی آن­ها بر هم زدن نظم و انسجام عاطفی در خانواده­ها و سوق­دادن مردم به عشرت­طلبی و فساد در تمامی زمینه­ها و از بین بردن دقت و حساسیت جوانان و نیروهای فعال و کارآمد جوامع مختلف نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه خویش و تبدیل آن­ها به موجوداتی بی­تفاوت و سطحی­نگر بود. این حرکت صهیونیست­ها همزمان با سال­های اولیه تشکیل دولت غاصب اسرائیل بود.[۱۸]

 

[۱]. اعظم وفایی، صدف حجاب، ص ۱۷۵٫

[۲]. غلامرضا جلالی، رویکرد اساطیری به مقوله زن در عرصه سینما، مجموعه مقالات همایش زن و سینما، ص ۹۳٫

[۳]. فریده پیشوایی و مریم رضایی، حجاب و عفاف در سینما، ص ۸ و ۹٫

[۴]. علی شریعتی، زن، ص ۲۳۴٫

[۵]. آمنه بختیاری، زن و خشونت در رسانه­های غربی، فصلنامه پژوهش هاي ارتباطي، ش۳۸، ص۱۸۳٫

[۶]. آمنه بختیاری، زن و خشونت در رسانه­های غربی، فصلنامه پژوهش هاي ارتباطي، ش۳۸، ص۱۷۸و۱۷۹٫

[۷]. فاطمه تندگویان، تأثیر سینما بر مخاطبین زن در ابعاد فرهنگی و اجتماعی، مجموعه مقالات همایش زن و سینما، ص ۲۴۳٫

[۸]. مارلین فرنچ، جنگ علیه زنان، ترجمه توران­دخت تمدن، ص ۲۶۶٫

[۹]. مرتضی مطهری، مجموعه‏آثار، ج‏۱۹، ص ۷۰ و ۷۱٫

[۱۰]. عبدالله غذامی، زن و زیان، ترجمه هدی عوده­تبار، ص ۳۲٫

[۱۱]. مارلین فرنچ، جنگ علیه زنان، ترجمه توران­دخت تمدن، ص ۲۶۸٫

[۱۲]. آریل لوی و تیم کسر، تأثیر فمینیسم بر دختران در غرب، ترجمه و تلخیص: فاطمه­السادات رضوی و راحله میراسلامی و پریسا پورعلمداری، ص ۳۹٫

  1. دانیل استوت، برگزیده دانش­نامه دین ارتباطات و رسانه، گروهی از مترجمان، ص ۳۴۶٫

[۱۴]. همان، ص ۳۵۰٫

[۱۵]. آریل لوی و تیم کسر، تأثیر فمینیسم بر دختران در غرب، ترجمه و تلخیص: فاطمه­السادات رضوی و راحله میراسلامی و پریسا پورعلمداری، ص ۴۰٫

[۱۶]. بیل نیکولز، ساخت­گرایی، نشانه­شناسی سینما، ترجمه علاءالدین طباطبایی، ص ۱۷۵٫

[۱۷]. محمد درخشش، بررسی حضور زن در سینما با نگاهی به وضعیت اجتماعی، مجموعه مقالات همایش زن و سینما، ص ۸۰٫

[۱۸]. ابوالحسن علوی طباطبایی، مقدمه­ای بر بررسی شخصیت زن در سینما، همان، ص ۱۰۳٫

دیدگاهتان را بنویسید