زیبایی های معنوی: قسمت اول، صبر

۰۵ آبان ۱۳۹۷
با حذف «زیبایی های معنوی»، «زیبایی» خشک و بی روح می گردد

با حذف «زیبایی های معنوی»، «زیبایی» خشک و بی روح می گردد، به عبارت دیگر: بحث از ارزشهای معنوی از موضوع زیبایی جدا نیست، گرچه برخی کوشیده اند خاستگاه زیبایی را در امور محسوس و دنیوی، و ارزشهای معنوی را در امور اخروی محصور نمایند.

از آگوستین قدّیس چنین نقل شده است که: «وقتی خداوند را دوست می دارم، آنچه دوست دارم چیست؟ نه جسمی است، نه تنی، نه زیبایی گذران، نه درخشش روشنایی، نه آوازهای دلکش، نه گلها و گیاهان خوشبو، … دوست داشتنِ آن چیزها نیست، با این همه وقتی خدایم را دوست دارم گویی همه این مظاهر را نیز دوست داشته ام.»

آری، در تعالیم توحیدی نه تنها زیبایی محسوس نکوهش نگشته، بل به شباهت های این تجلی های مادی با طبع زیباپرور معنوی استناد شده است. اما آنچه مهم است این که: هنر اسلامی از همان آغاز تمایل داشت که از قواعد فیزیکی محسوسات فاصله بگیرد و فراتر گام نهد، نقوش اسلیمی اگر چه با گل و گیاه تزیین شده اما هرگز منعکس کننده واقعیت طبیعی نبوده بل از آنها انتزاع گشته اند.

خلاصه آنکه: خاستگاه زیبایی را نباید در امور مادی محصور دانست بل اصل آن را باید در امور معنوی جستجو کرد هر چند زمینه درک این نوعزیبایی ها به پالایش درون نیازمند است، به قول عطار:

با جمالش چونکه نتوان عشق باخت از کمال لطف خود آئینه ساخت
هست آن آئینه، دل، در دل نگر تا ببینی رویش ای صاحب نظر

استاد محمدتقی جعفری می نویسد: «در امر زیبایی، اعم از محسوس یا معقول، «لذت» عنصر بسیار مهم درون ذاتی است و هر انسان منصفی می پذیرد که اگر از دریافت زیبایی های محسوس برای انسان لذتی محسوس ایجاد شود، به همان اندازه و چه بسا بیشتر دریافت زیبایی های معقول، لذت معقول به همراه دارد. گاهی حیرت انسان در برابر زیبایی روح یک انسان رشد یافته تا آنجا بالا می رود که محال است در زیبایی های محسوس به آن حد برسد. همان گونه که چشم یک انسان لایق از تماشای آسمان لاجوردین سیر نخواهد شد، زیبایی وجدان یک انسان پاک و مصفا شما را بیش از آن مبهوت و مستغرق در زیبایی خود خواهد کرد.» ۱

زندگی انسان در دنیا،آمیخته با مشکلات عجیبی است که اگر در مقابل آن بایستد وشکیبایی و مقاومت به خرج دهد،به یقین پیروز خواهد شد و اگر ناشکیبایی کند و دربرابر حوادث زانو زند، هیچ گاه به مقصد نخواهد رسید.

منظور از«صبر»همان استقامت در برابر مشکلات و حوادث گوناگون است که نقطه مقابل آن «جزع »،بی تابی، از دست دادن مقاومت و تسلیم شدن در برابر مشکلات است.

علاوه بر زندگی مادی، در زندگی معنوی نیز این مساله وجود دارد.اگر انسان در برابرنفس سرکش و هوا و هوس ها و زرق و برق دنیا و جاذبه های گناه ایستادگی نکند و درطریق «معرفة الله »و اطاعت فرمان او با مشکلات نجنگد،هرگز به جایی نمی رسد.

از این رو،علمای علم اخلاق،صبر را به سه دسته تقسیم می کنند:

۱-صبر بر اطاعت،یعنی شکیبایی در برابر مشکلاتی که در راه اطاعت وجود دارد.

۲-صبر بر معصیت،یعنی ایستادگی در برابر انگیزه های نیرومند و محرک گناه.

۳-صبر بر مصیبت،یعنی پایداری در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالی وترک جزع و فزع.

«صبر»از مهمترین ارکان ایمان است،امیر مؤمنان علی علیه السلام موقعیت صبر را در برابرایمان،همانند موقعیت سر نسبت به بدن می دانند در قرآن مجید نیز کمتر موضوعی را مانند صبر مورد تاکید قرار داده است.حدود هفتاد آیه،از صبر سخن به میان آمده که بیش از ده مورد آن به شخص پیغمبر اسلام صلی الله علیه و اله اختصاص دارد.

قرآن برای صابران،اجر فراوانی قائل شده، «انما یوفی الصابرون اجرهم بغیرحساب » ۲ و کلید ورود بهشت،صبر و استقامت شمرده شده است،آنجا که می گوید:

«فرشتگان بر در بهشت به استقبال می آیند و به آنها می گویند:«سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار ،سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان،چه نیکو است سر انجام آن سرای جاویدان » ۳

درباره «صبر جمیل » ،مفسران تعبیرات مختلفی دارند،بعضی گفته اند:صبر جمیل،صبری است که نه بی تابی در آن باشد و نه شکایت نزد مردم.بعضی گفته اند:صبر جمیل آن است که برای خدا باشد.پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نیز در برابر این سؤال که صبر جمیل چیست؟فرمودند:«هو الذی لاشکوی معه،صبری است که شکایتی در آن نباشد.» ۴

بعضی نیز گفته اند:صبر جمیل آن است که شکایت نزد خلق در آن نباشد،و از آن جمیل تر این که عرض حال خود به خالق کند و با این عرض حال و پناه آوردن به او،حق عبودیت را انجام دهد.

به همین دلیل وقتی که فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام بر آن حضرت خرده گرفتند،وگفتند:این قدر یاد یوسف مکن، حضرت فرمودند:«من غم و اندوهم را تنها به خدامی گویم،نه به دیگران و از خدا چیزهایی می دانم که شما نمی دانید، قال انما اشکوا بثی وحزنی الی الله و اعلم من الله ما لا تعلمون » ۵

پاورقی:

  1. زیباییو هنر از دیدگاه اسلام، استاد محمدتقی جعفری، ص۱۷۴٫
  2. زمر- ۱۰٫
  3. رعد/ ۲۴
  4. تفسیر قرطبی،ج ۵،ص ۳۳۸٫
  5. یوسف/ ۳۸۶- انبیاء/ ۸۵- ۸۶٫

دیدگاهتان را بنویسید